هر چند زندگی رخ ما را شکسته کردآتش به جان کشتی در گـِل نشسته کرد آشی
نخوردم و
دهنم سوخت از غمش
دنیا همیشه جُـور به لب های
بسته کرد دنیا چه بی دلیل به ما زخم می زندانگار قصد این من ِ از هم گسسته کرد گرگی که یوسفی ندریده است و تهمتشخنجر به قلب زخمی این گرگ خسته کرد ما مست لحظه های پر از خنده ی غمیمهر چند زندگی رخ ما را شکسته کردامیر نقدی لنگرودی از مجموعه غزل بت های کشمیری
وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی ...
ما را در سایت وبلاگ شخصی امیر نقدی لنگرودی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 22
تاريخ: پنجشنبه
11 مرداد
1403 ساعت: 10:45